عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

95

كشف الحقايق ( فارسى )

است و اين خراطين كرمى است سرخ و دراز و باريك كه در گل و زمين نمناك پيدا مىشود و اول اين صورت پيدا مىكند و مانند اين از حيوانات همچو پشه و مگس بمراتب برمىآيد و صورت حيوان بتدريج پيدا مىكند تا به حدى كه حيوان غير ناطق به حيوان ناطق نزديك شود همچون پيل و بوزينه و نسناس و در اين مرتبه نام وى نفس حيوانيست . باز اول صورتى كه از صورت انسان پيدا مىكند صورت زنگيان است و در اين مرتبه نام وى نفس انسانى است . همچنين بمراتب برمىآيد تا به درجه حكما رسد و در اين مرتبه نام وى نفس ناطقه است تا باز به درجه اولياء برسد و در اين مرتبه نام وى نفس قدسى است . باز به درجه انبيا رسد و در اين مرتبه نام وى مطمئنه است . اكنون به‌غايت كمال رسيد و بر اين مزيد نباشد و وقت بازگشتن شد . اينست معنى : يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي « 1 » يعنى چون به درجه كمال رسيد از دوزخ خلاص يافت و بدرجات بهشت رسيد و چون به درجه اوليا رسيد از درجات بهشت گذشت و بنفس كل و عقل كل كه بهشت خاص است رسيد و چون به درجه انبيا رسيد به خدا رسيد و ديگر محتاج آلت نماند . چنين مىدانم كه تمام فهم نكردى روشن‌تر بگويم . فصل آورده‌اند كه در ميان جزاير كه در درياى محيطست درختان هستند كه به صورت آدمى مانند اما اين حركت اختيارى ندارند و هر درختى را خاصيات بسيارست كه در علم كيميا و سيميا به كار آيد و يك نوع از آن درختان را لفاح مىخوانند و بيخ آن درخت را يبروح خوانند و آن درخت را خواص و افعال بسيارست . و بيخ اين درخت طبيبان را از جهت خواب و تسكين وجع در ميان ادويه به كار آيد و بيخ اين درخت به صورت آدمى ماند و بعضى درختان هستند كه ميوه ايشان بطريق سر آدميست از چشم و گوش و دهان و بينى جمله موجودست

--> ( 1 ) - فجر 27 - 30